▪ لبخند جذابتان می کند.
همه ما به سمت افرادی که لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد میکند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.
▪ لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.
دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.
▪ لبخند مسری است.
لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.
▪ لبخند زدن استرس را از بین می برد.
وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.
▪ لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.
به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.
▪ لبخند زدن فشار خونتان را پایین می آورد.
وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.
▪ لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.
تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.
▪ لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.
عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.
▪ لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.
به نظر می رسد که افرادی که لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.
▪ لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.
لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است.
وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که «زندگی خوب پیش می رود». پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.
چند روز به کریسمس مانده بود که به یک مغازه رفتم تا برای نوه ی کوچکم عروسک بخرم. همان جا بود که پسرکی را دیدم که یک عروسک در بغل گرفت و به خانمی که همراهش بود گفت: «عمه جان…» اما زن با بی حوصلگی جواب داد: «جیمی، من که گفتم پولمان نمی رسد!»
زن این را گفت و سپس به قسمت دیگر فروشگاه رفت.
به ارامی از پسرک پرسیدم: «عروسک را برای کی می خواهی بخری؟» با بغض گفت: «برای خواهرم، ولی می خوام بدم به مادرم تا او این کادو را برای خواهرم ببرد.
» پرسیدم: «مگر خواهرت کجاست؟» پسرک جواب داد خواهرم رفته پیش خدا، پدرم میگه مامان هم قراره بزودی بره پیش خدا»پسر ادامه داد: «من به پدرم گفتم که از مامان بخواهد که تا برگشتنم از فروشگاه منتظر بماند.
«بعد خودش را به من نشان داد و گفت: «این عکسم را هم به مامان می دهم تا آنجا فراموشم نکند، من مامان را خیلی دوست دارم ولی پدرم می گوید که خواهرم آنجا تنهاست و غصه می خورد.
» پسر سرش را پایین انداخت و دوباره موهای عروسک را نوازش کرد. طوری که پسر متوجه نشود، دست به جیبم بردم و یک مشت اسکناس بیرون آوردم. از او پرسیدم: «می خواهی یک بار دیگر پولهایت را بشماریم، شاید کافی باشد!
» او با بی میلی پولهایش را به من داد و گفت: «فکر نمی کنم چند بار عمه آنها را شمرد ولی هنوز خیلی کم است «من شروع به شمردن پولهایش کردم.
بعد به او گفتم: «این پولها که خیلی زیاد است،حتما می توانی عروسک را بخری!» پسر با شادی گفت: «آه خدایا متشکرم که دعای مرا شنیدی!»
بعد رو به من کرد وگفت: «من دلم می خواهد که برای مادرم هم یک گل رز سفید بخرم، چون مامان گل رز خیلی دوست دارد، آیا با این پول که خدا برایم فرستاده می توانم گل هم بخرم؟
«اشک از چشمانم سرازیر شد، بدون اینکه به او نگاه کنم، گفتم:» بله عزیزم، می توانی هر چقدر که دوست داری برای مادرت گل بخری.»
چند دقیقه بعد عمه اش بر گشت و من زود از پسر دور شدم و در شلوغی جمعیت خودم را پنهان کردم.
فکر آن پسر حتی یک لحظه هم از ذهنم دور نمی شد؛ ناگهان یاد خبری افتادم که هفته ی پیش در روزنامه خوانده بودم: «کامیونی با یک مادر و دختر تصادف کرد» دختردر جا کشته شده و حال مادر او هم بسیار وخیم است.
» فردای آن روز به بیمارستان رفتم تا خبری به دست آورم. پرستار بخش خبر نا گواری به من داد: «زن جوان دیشب از دنیا رفت.» اصلانمی دانستم آیا این حادثه به پسر مربوط می شود یا نه، حس عجیبی داشتم.
بی هیچ دلیلی به کلیسا رفتم. در مجلس ترحیم کلیسا، تابوتی گذاشته بودند که رویش یک عروسک، یک شاخه گل رز سفید و یک عکس بود.
آهنگ بسیار زیبای “مادر نیل” یک اثر اشتراکی از Philip Riley و Huda Saboor که وکال آهنگ هم با صدای ایشونه، از روی لهجه ای که دارد میشود تشخیص داد که عراقی هست…..این آهنگ اشاره به مصر دارد و از آن تعریف میکند البته بیشتر به رابطه بین رود نیل و مصر اشاره دارد که مثل رابطه مادر با بچه ش هست….این آهنگ بسیار زیبا و دلنشینه !

ماه گذشته، خبری منتشر شد که شاید در نگاه اول چندان نباید جلب توجه می کرد. اما عکسی که همراه آن در صفحه اول روزنامه های انگلیسی به چاپ رسیده بود سبب شد تا قربانی این سرقت شهرتی جهانی پیدا کند.
برنارد کارلز اکلستون “Bernard Čarls Eklston” مدیر مسابقات اتومبیلرانی فرمول یک در جهان که دارایی او بیش از دو میلیون پوند تخمین زده می شود در بیرون دفتر کارش در منطقه بریج نایت در مرکز لندن مورد حمله چهار مرد قرار گرفت و ساعت همراه او با ارزش بیش از دویست هزار دلار در کنار سایر اموال شخصی او به سرقت رفت.
اما آقای اکلستون هشتاد ساله که شم اقتصادی و رسانه ای قوی دارد حتی پس از این حادثه ناگوار و در حالیکه چهره ای کج وکوله و چشمی متورم داشت با مدیر شرکت ساعت سازی هابلوت – شرکت رسمی سازنده ساعتهای مسابقات فرمول یک تماس گرفت و به آنها پیشنهاد داد تا از چهره به هم ریخته او برای یک آگهی تبلیغاتی استفاده کنند.
او درباره این حادثه گفت :” من به آنها زنگ زدم و پیشنهاد یک تبلیغ متفاوت را دادم. من می توانم درک کنم کسانی که اموالم را سرقت کردند فقیر بودند و برای کریسمس برنامه ریزی کرده بودند اما کاری که آنها با صورت من کردند ضرورتی نداشت .
حالا شرکت مذکور این آگهی را با گنجاندن تصویر اکلستون در کنار این جمله که “ببینید مردم برای هابلوت چه می کنند “در روزنامه ها به چاپ رسانده است و ساعتی هم که در این تبلیغ دیده می شود همان ساعتی است که از اکلستون به سرقت رفت. این مدیر خستگی ناپذیر ۴۸ ساعت پس از این حادثه به محل کارش بازگشت و کار عادی اش را ادامه داده بود.
ازقدیم می گفتند دوقلوها ارتباطهای غیر قابل توجیه دارند واین بار دوقلوی اهل ایالت کبک کانادا این موضوع را اثبات کرده اند.
این برادر و خواهر در یک روز در یک بیمارستان صاحب فرزند شدند.همسردانیل کاتور درحالی باردار بود که خواهر دو قلویش میشل کاتور هم انتظار به دنیا آمدن فرزندش را می کشید.دانیل در گفتگویی درباره این اتفاق عجیب گفت :نمی دانم چرا اما سه شنبه شب خواب دیدم خواهرم در روز چهارشنبه فرزندش را به دنیا می آورد بعد که با او تماس گرفتم به من گفت که به بیمارستان رفته و منتظر وضع حمل است .اما همسر خود دانیل هم به بیمارستان مشابه برای وضع حمل مراجعه کرد و دقیقا قبل از اینکه فرزند دانیل به دنیا بیاید ، خواهرش صاحب فرزند پسر شد.همسر دانیل هم دختری به نام ربکا را به دنیا اورد که قرار بود طبق گفته پزشک در روز کریسمس به دنیا بیاید.
میشل هم صاحب پسری به نام سایمون شد.او در گفتگویی با روزنامه گلوب اند میل گفت :»دکتر ما واقعا جا خورده بود ولی شاید هم این موضوع را باید به حساب شانس گذاشت «.ولی برادر او دانیل این طور فکر نمی کند:«وقتی که خوابم را به یاد می آورم نمی توانم همه چیز را به حساب تصادف بگذارم .من تابحال چنین تجربه ای را در زندگی با خواهرم نداشتم اما این بار مطمئنم اتفاقی غیر عادی افتاده است . مسئولان بهداشت ایالت کبک تایید کرده اند در بیست سال اخیر چنین چیزی در این ایالت سابقه نداشته است.
یك متخصص ارتوپدی اظهار كرد: گرفتگی عضلات در خواب اغلب به دلیل عکسالعمل یا همان ریفلاکس بیش از حد عضلات است.
دکتر مجتبی آذریانیان گفت: گرفتگی عضلات در خواب اغلب به دلیل رفلاکس بیش از حد عضلات است. فرد وقتی در خواب جابجا شده و تکان میخورد، ماهیچههای ساق پا جمع شده و تاندونها کشیده میشوند.
این عمل باعث تحریک گیرندههای عصبی موجود درتاندونها شده و با فرستادن پیامهای عصبی به نخاع، منقبض شدن عضلات را اعلام میکند. بعضی اوقات عضلات در همان حالت انقباض باقی مانده و صدمه میبیند.
وی عنوان کرد: گرفتگی دردناک عضلات در شب، میتواند به دلیل صدمات عصبی مانند کوفتگی عصب، آسیبهای عضلانی، قطع موقتی جریان خون به پاها و مقادیر غیرعادی املاح یا هورمونها در بدن باشد که اگر فرد دارای یکی از این مشکلات باشد، باید به پزشک مراجعه کند.
دکتر آذریانیان در ادامه گفت: شخص اگر مشکل جدی نداشته باشد، میتواند قبل از خواب با انجام کارهایی که باعث کاهش رفلاکس (واکنش) کششی میشوند از گرفتگی عضلات پا جلوگیری کند که این موارد شامل انجام ورزش مخصوص پا است که باعث کشیدگی ساق پا میشود به طوری که فرد روی شکم دراز کشیده و کف دستها را بر روی زمین گذاشته و با بالا و پائین آوردن دستها، شکم را به زمین نزدیک و دور میکند. همچنین استفاده از تشک گرماده به مدت 10 دقیقه قبل از خواب كه باعث گرم شدن پا میشود نیز مفید است.
وقتی بیدار شدم تمام تنم درد می کرد و می سوخت. چشم هایم را بازکردم و دیدم پرستاری کنار تختم ایستاده.
اوگفت:«آقای فوجیما . شما خیلی شانس آوردید که دو روز پیش از بمباران هیروشیما جان به در بردید. حالا در این بیمارستان در امان هستید.»
با ضعف پرسیدم :« من کجا هستم؟»
آن زن گفت :« در ناگازاکی» !!!
دكتر مریم میرزاخانی، استادیار جوان دانشگاه«پرینستون»، به عنوان یكی از 10 مغز برتر آمریكای شمالی معرفی شد و به او لقب سد شكن دادند. مریم میرزاخانی در سال های ۷۳ و ۷۴ ( سال سوم و چهارم دبیرستان) از مدرسهی فرزانگان تهران موفق به كسب مدال طلای المپیاد ریاضی كشوری شد و بعد از آن در سال ۱۹۹۴ در المپیاد جهانی ریاضی هنگ كنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی گرفت . سال بعد یعنی ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی كانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲، رتبه ی ۱ طلای جهانی را به دست آورد. مریم در دانشگاه شریف در رشتهی ریاضی ادامه تحصیل داد.
میرزاخانی با دریافت بورسیه از طرف دانشگاه هاروارد به آنجا رفت و تحصیلاتش را در آنجا ادامه داد. مریم میرزاخانی كه تحصیلات كارشناسیارشد و دكتری را در دانشگاه هاروارد پشت سرگذاشت، به همراه 9 محقق برجسته دیگر چندی پیش در چهارمین نشست10 برلیان، نشریه Popular Science در آمریكا مورد تقدیر قرار گرفت. به نوشته USA TODAY ، این فهرست 10 نفره شامل محققان و نخبگان جوانی است كه در حوزههای ابتكاری مشغول به فعالیت هستند و با این حال معمولا از چشم عموم پنهان ماندهاند. این فهرست بر اساس پیشنهادهای ارائه شده از سوی سازمانهای گوناگون، روسای دانشگاهها و ناشران انتشارات علمی برگزیده شدهاند.
اردیبهشت: به نظر میرسد كه امروز بهتر از همیشه بتوانید كار كنید و كارهایتان را به موقع انجام دهید به خاطر اینكه آنها راحت تر از گذشته به نظر میرسند. در واقع، شاید به این خاطر باشد كه همكاران و دوستان شما كه همیشه حواس شما را از كار كردن منحرف میكردند امروز خودشان به اندازه كافی كار دارند كه سرشان به كار خودشان باشد.الان زمان تنبلی نیست كه شما بخواهید از برنامهها و كارهای خود طفره بروید؛ شما توانایی سازماندهی كارهای بی شماری را دارید اما اگر برای شروع گام محكمی بردارید.
خرداد: دامنه كاملا جدیدی پیش روی شما ظاهر میشود كه ممكن است شما را از كارهایی كه دارید منحرف كند. اما به معنی این نیست كه باید از احساسات خود چشم پوشی كنید؛ بلكه باید آنها را بررسی كنید و ببینید كدامشان ظرفیت این را دارند كه شما را به عمل وادارند. ممكن است كمی تمرین لازم داشته باشید، اما یاد میگیرید كه چگونه خود را در برابر اتفاقات بیرونی كنترل كرده و در مسیر خود درست قدم بردارید.
تیر: زمانی كه افكار شما احساسات تان را حمایت میكنند خوشحالتر به نظر میرسید، حتی اگر زمانی باشد كه در حالت كاملا جدی قرار دارید. اكنون ماه از سومین خانه شما در حال عبور میباشد كه همان خانه ارتباطات شماست، شما كاملا مطمئن هستید كه در مسیر درست گام بر میدارید. هنوز عجلهای در كار نیست؛ آخرین نقشه شما شاید یكی دو روزی برای شكل گرفتن وقت نیاز دارد.
مرداد: الان زمان آن است كه اوضاع را برسی كنید كه ببینید تا كنون چه كارهایی كردهاید و برای ورود به مرحله بعدی آماده بشوید بی آنكه نیاز باشد خود را مانند سری قبل درگیر كنید. ثبات بخشیدن به كارها و روشهایتان موجب میشود كه بتوانید سطوح بالاتری از خلاقیت و نوآوری را ایجاد كنید. به یاد داشته باشید، نیازی به گذاشتن انرژی بیشتر در كار نیست؛ بلكه باید بوسیله هوش خود لیاقت خود را در هر كار جزیی هم كه به شما پیشنهاد میشود نشان دهید.
شهریور: بازگشت ماه به نشان شما میتواند كمی باعث آشفته شدن شما شود. از طرف دیگر، به شما یادآوری میكند كه باید كیفیت كارتان را بالا ببرید، و در ارتباطات و خودباوری تان پیشرفت ایجاد كنید. خوشبختانه، داشتن اطلاعات خوب به شما این امكان را میدهد كه بتوانید شفاف فكر كرده و تصمیمات خردمندانه بگیرید. از سوی دیگر، جایگاه ماه به شما بر احساسات درونیتان تاكید میكند، كه میتواند شما را مجبور كند كه انتخابهای اخیر خود را حدس بزنید. توجه كافی به قلب و عقل تان میتواند بهترینها را برایتان در دنیا به ارمغان بیاورد.
مهر: شما دو روزفرصت دارید تا كارهای نیمه تمام خود را سر و سامان دهید تا زمانیكه ماه به نشان شما بازگردد و دوره جدیدی را در زندگی شما ایجاد كند. این زمان خوبی برای شروع یك كار جدید نیست؛ بهتر است آن كارهایی كه ناتمام ماندهاند را به پایان برسانید. اما انجام دادن وظایف تان در كمال شایستگی برای شما كافی نیست. مسایل بسیاری برای شما وجود دارند كه میتوانید یكی از آنها را انتخاب كنید تا انرژی و شادمانی را برایتان با هم بوجود بیاورند.
آبان: اگرچه توجه شما به آینده منعطف شده، شما نباید نگاهتان را به جایی كه درآن ایستادهاید از دست بدهید و فقط به این توجه كنید كه چه چیز پیش روی شماست. این امكان برایتان وجود دارد كه بتوانید دیدگاههایی راجع به آرزوهای خود داشته باشید و هم بتوانید واقعیات روزانه خود را مشاهده كنید و شما خواهید فهمید كه در نقطه درستی از زندگی خود ایستادهاید، زمانیكه بر رویاهای خود آگاهی داشته باشید حتی اگر در خواب باشید.
آذر: ایدههای بزرگ و نقشههای پر زرق و برق به سوی شما میآیند، اما بازگشت ماه به نشان شما نشان دهنده این است كه شما باید كمی خودتان را كنترل كنید. هیچ كس دیگری این كار را برای شما نمیكند. به جای اینكه به افقهای دوردست خیره شوید و آرزو كنید كه كاش آنجا بودید، به این توجه كنید كه چه چیزی درست سر راه شما قرار گرفته است.
دی: شخصی امروز پیش شما میآید تا برای اتفاقی كه برایش رخ داد چاره جویی كند و شما به او كمك میكنید، راجع به استحكام بخشیدن به پروژهای یا پیدا كردن یك راه حل ساده برای انجام بهترین كار. ذهن شما این توانایی را دارد كه از هزاران جزییات صرف نظر كند، اما قادر نخواهد بود كه تصمیم درستی بگیرد كه چه چیز مهم است و چه چیز نه. اما زیاد درگیر محاسبه و تجزیه و تحلیل نشوید. دلسوزی را چاشنی كارتان كنید تا بین كاری كه به سختی رضایت بخش میشود تفاوت را احساس كنید تا دیگران را از لیاقت و كاردانی خود مبهوت كنید.
بهمن: ممكن است امروز كسی به شما پیشنهاد احساسی تاثیر گذاری دهد كه برای شما ناخوشایند باشد كه از آن طفره بروید. عجیب اینكه، تلاشهای شما برای دوری كردن از یك ناحیه ناشناخته سختتر از این است كه نفس عمیقی بكشید و خود را در آن بیندازید. حتی اگر شما با احساسات پیچیدهای محاصره شده باشید، روی شنیدههایتان تمركز كنید و سپس آنچه را احساس میكنید بیان كنید. میتوانید از این تاثیر شدید استفاده كنید تا نگاه تازهای به زندگی داشته باشید.